محتاج لبانت هستم
که در بهار و تابستان
پاییز و زمستان
مرا
عاشقانه ببوسند
آنطور که آتشفشان خاموش درونم جان گرفته
مهرت را فوران کند
من
تو و تمام وجودت را
نه برای یک هم آغوشی ساده
برای تمام عمر می خواهم
همین ...
محتاج لبانت هستم
که در بهار و تابستان
پاییز و زمستان
مرا
عاشقانه ببوسند
آنطور که آتشفشان خاموش درونم جان گرفته
مهرت را فوران کند
من
تو و تمام وجودت را
نه برای یک هم آغوشی ساده
برای تمام عمر می خواهم
همین ...
” مـــَـــردها ” در عین پیچــیدگی
در عـــاشقی روش ساده ای دارند !
” تــو را بخواهند برایت می جنگند ”
“تــو را نخواهند با تــو می جــنگند ”
آهای قسنگ تر از همه ، هر چی ازت بگم بازم کمه / بذار بگم دوستت دارم
دوستت دارم یه عالمه . . .